تحلیل سورنا عباسی منتقد سینما: مخاطب ایرج طهماسب که بود؟

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، سورنا عباسی طی تحلیلی بر هشدار استاد ایرج طهماسب نوشت: چند روز پیش یک یادداشت به سرعت دست به دست شد، یک هشدار به جامعه هنری، پرده برداری از جریانی که مدیریت مخوف خودش را بر سینما حاکم کرده، همه ما واکنش تند ایرج طهماسب را خواندیم، خیلی زود بازار حدس و گمان ها رونق پیدا کرد، برنامه امیرحسین قیاسی و علی ضیا بخاطر محبوبیت بیشتر اولین انگشت اتهامات را به سمت خودشان جلب کردند، استناد می کردند کلید واژه های این هشدار با موضوع برنامه آنها هم خوانی داشته، اما تمامش فیک بود، یک طوفان توئیت و کامنت های اینستاگرامی سفارشی به راه افتاد و با ایجاد موج سعی کردند مخاطب اصلی را کاور کرده و پوست موز را زیر پای علی ضیا و امیرحسین قیاسی بیاندازند.
اقدامی که به غایت هوشمندانه بود، قیاسی، جوانی که از این فضاهای پر پیچ و خم دور بوده به سادگی آن را شخصی قلمداد کرد و پاسخ داد، همین فضا را عوض کرد تا برنامه ای که هدفمند رشد کرده آسیب نبیند اما واکنش تحسین برانگیز ارژنگ امیرفضلی عزیز به این اقدام برنامه ها را نقش برآب کرد و علی ضیا با هوشمندی از کنار این دام عبور کرد.
مخاطب ایرج طهماسب برنامه ای بود که سعی می کرد در لا به لای هنرمندان خوش نامی که روحشان هم از این مسائل بی خبر است، بازیگران سیمای میلی را بزک کند و اعتبار مرده آنان را حیات بخشد، کسانی که از بایکوت شدن و بدنام شدن به ستوه آمدند، کسانی که در فیلم های ضد مردمی حاضر شدند، مقابل مردم سینه سپر کردند! با کارگردانانی هتاک همکاری کردند، آثاری سخیف ارائه نمودند و دست در دست سیستم هزاردستان گذاشتند، همان برنامه ای که یکی از اصلی ترین اهدافش زدن صادق زیباکلام بود، تا پروپاگاندای پیروزی بسازد و با تحریف سخنان او وجه این استاد دانشگاه را تخریب کند.
زیباکلام به درستی فاش کرد برنامه ای که قریب به سی نفر کارمند دارد چگونه هزینه ماهیانه آنان را تامین می کند؟ رقمی که نجومی است و از پس جیب یک بازیگر سفارشی که حالا مجری شده بر نمی آید.
از خاطرمان نرفته که حسین دهباشی بعد از سال ها خودش را عیان کرد و گفت از صدا و سیما ماموریت داشته که به امریکا برود و رجال زمان پهلوی را تخلیه اطلاعاتی کند، امری که بعدها سبب شد او را از امریکا اخراج کنند، فراموش نکردیم مصطفی مهرآیین چگونه از اندیشکده ها پرده برداشت و برنامه ای که در آن حاضر بود را وابسته نامید، یادمان هست که فریدون جیرانی فاش کرد منتقد مطرح سینمای ایران با هدف زدن بدنه سینمای مستقل در تلویزیون پر و بال پیدا کرد، مگر همین منتقد با حسین دهباشی نبودند که اولین سنگ ها را به یک فیلم مطرح پرتاب کردند و بلافاصله زمینه پایین کشیدن فیلم کلید خورد؟ دایره اعضای این مافیا گسترده است و افراد رک نما اجرای ماموریت می کنند.
این ها در ادامه همان پروژه ای است که سلبریتی زدایی نام گرفت، هدف روشن بود زدن چهره های کلیدی هنرمندان مستقل و تقویت بافت جدیدی از هنرمندان تابع، برای همین موضوع، سازمان شبهه نظامی کشور واحد های سینمایی راه اندازی کرد، دانشگاه جدید راه اندازی شد، اساتید مستقل را از دانشگاه های هنر کنار زدند تا عوامل خودشان بر مسند امور تکیه بزنند. در راستای همین ماموریت بود که فیلم پیرپسر از اسکار خط خورد تا هر فیلمی به اسکار برود ولی سینمای بدون وابستگی بدان راه پیدا نکند.
سینمای مستقل در وسط یک جنگ تمام عیار با سیستمی است که می خواهد آنان را حذف کند، گاهی با تخریب هنرمندانش، گاهی با برنامه های گفتگو محور بازجو مدارانه، گاهی با مستندهایی ناجوان مردانه ای که طنین صدای دوبلوری مرحوم را دارد و گاهی با عدم اکران فیلم های شاخص، گاهی با پایین کشیدن فیلم و گاهی با مدیریت کارگردان و تخریب زیرپوستی وی و گاهی برادرکشی های وحشت آور و متاسفانه نهایتابا مصاحبه بازیگرانی پرکار علیه همکارانشان که دارند هزینه ایستادگی خود را با کار نکردن پرداخت می کنند.
می بینید سینما بیشتر از سیاست زیر فشار ترور و سرکوب است اما چون خوش رنگ و لعاب است به چشم نمی آید. اینها تماما تجلی یک هژمونی دهشتبار است بر جامعه هنری ایران.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا